الشيخ عباس القمي

91

منازل الآخرة والمطالب الفاخرة ( سرنوشت انسان هنگام مرگ و بعد از آن ) ( فارسى )

حكايت [ از صاحب بن عباد ] نقل است كه روزى كافى الكفاة « صاحب بن عبّاد » ، شربتى طلبيد ؛ يكى از غلامانش قدح شربتى حاضر كرد و به دو داد . صاحب چون خواست بياشامد يكى از خواصّ او گفت : « مخور اين را زيرا كه زهر بر آن آميخته‌اند » و غلامى كه قدح را به دست صاحب داده بود ايستاده بود . صاحب گفت : دليل بر صحّت قول تو چيست ؟ گفت : تجربه كن ؛ اين را بده به همان كس كه به تو داده تا معلوم شود . صاحب گفت كه : من اين را اجازه نمىدهم و حلال نمىدانم . گفت : پس تجربه كن به آن‌كه بده مرغى بياشامد . گفت : « حيوانى را عقوبت كردن جايز نيست . » پس قدح را ردّ كرد و امر كرد بر زمين ريزند و به آن غلام فرمود كه : برو از نزد من و داخل خانهء من مشو ، و لكن امر فرمود كه شهريّهء او را بدهند و قطع نكنند ، و فرمود : يقين را به شكّ دفع نبايد كرد ، و عقوبت كردن به قطع روزى كسى ، از ناكسى است . « 1 » مؤلّف گويد كه : « صاحب بن عبّاد » از وزراى آل بويه و ملجأ عوامّ و خواصّ و مرجع ملّت و دولت و از خانوادهء شرف و عزّت بوده ، و همان كس است كه در ادبيّت و فضل و كمال و علم عربيّت اعجوبهء دهر و يگانهء عصر خويش بوده ؛ نقل شده : در وقتى كه مىنشست براى املاء ؛ خلق بسيارى به واسطهء استفاده از جنابش جمع مىگشتند به حدّى كه شش نفر مستملى بودند ، يعنى كلام او را به مردم مىرساندند ، و كتب لغتى كه در نزد او بود در حال حمل‌ونقل محتاج به شصت شتر بود ، و علويّين و سادات و علماء و فضلاء نزد او محلّى منيع « 2 » و مرتبتى رفيع داشتند ، و از علماء ترويج مىكرد و ايشان را به تصنيف و تأليف تشويق مىنمود ، و به جهت خاطر او شيخ فاضل ، خبير

--> - راهب پريشانى را كنار در بيت المقدّس ديدم ! به او گفتم : مرا اندرز بده . گفت : همانند مردى باش كه درّندگان او را محاصره نموده‌اند ، در اين هنگام او ترسان و حيران است كه مبادا از آنان غفلت ورزد و به بازى سرگرم شود ، در نتيجه طعمهء درّندگان گردد . پس شب او شب ترس است هنگامى كه خوشگذرانان آسوده‌خاطرند ، و آنگاه كه بيهوده‌كاران در روز شاد و خرسند مىباشند ، ولى او روز را به غم و اندوه به سر مىبرد . پس از من روى برگردانيد و مرا رها نمود ، گفتم : بر پند و اندرز خود بيفزا ، گفت : همانا تشنه به آب اندك قناعت مىورزد . ( 1 ) - سفينة البحار ج 2 ص 14 مادّه صحب . ( 2 ) - استوار و بلند .